تبلیغات
تقدیم به همه ی عاشقان دنیا
تقدیم به همه ی عاشقان دنیا

عشق با تمام تلخی هایش ، شیرین است!

لحظه های عاشقی

چهارشنبه 13 بهمن 1389

راههای رسیدن به عشق

عشق ملاقات مرگ و زندگی است،

ملاقاتی در نقطه اوج....

فقط در صورت شناخت عشق است که می توان به تجربه‌ی این ملاقات نایل آمد. در غیر اینصورت:

 

به دنیا می آیی،       زندگی می کنی        و  می میری،

 

ولی در حقیقت مهمترین تجربه‌ی زندگی را از دست داده ای.

تجربه ای که با هیچ چیز جایگزین نمی شود.

تو تجربه‌‌ی حد فاصل مرگ و زندگی را از دست داده ای.

تجربه‌ی این حد فاصل، نقطه اوج و حد نهایی تجربیات آدمی است.

 برای اینکه به آن نقطه برسی

بایستی چهار مرحله را همیشه به خاطر داشته باشی.

 


 

مرحله اول حضور در لحظه است،

 زیرا عشق تنها در زمان حال ممکن است.

 

 

عشق ورزیدن در گذشته و آینده ممکن نیست.

بسیاری از آدم ها یا در گذشته و یا در آینده زندگی می کنند، طبیعتآ عشقشان نیز در گذشته و یا آینده است

که چنین عملی غیر ممکن است.

اگر خواستی از عشق فرار کنی،

 در زمان گذشته و یا در زمان آینده زندگی کن،

ولی اگر خواستی رودخانه‌ی عشق را در درونت جاری سازی

 

در زمان حال زندگی کن، زیرا عشق فقط در زمان حال ممکن است.

 زیاده از حد فکر نکن زیرا فکر هم همیشه به گذشته یا آینده مربوط می شود و انرژی تو به جای اینکه به قوه‌ی احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فکر کردن می گردد و تمام انرژی های تو را تخلیه می کند.

در چنین وضعیتی عشق نمی تواند وجود داشته باشد.


دومین قدم در راه رسیدن به عشق این است که:

یاد بگیری چگونه سموم وجودت را به عسل تبدیل کنی.

 

خیلی از مردم عشق می ورزند ولی عشق آنها با سمومی همچون نفرت، حسادت، خشم، خودخواهی و احساس مالکیت آلوده شده است.

می پرسی چگونه می توان سموم را به شهد تبدیل کنیم؟

 

روشی بسیار ساده وجود دارد:

تو لازم نیست کار خاصی انجام دهی،

تنها چیزی که احتیاج داری صبر است.

 این یکی از بزرگترین اسراری است که برایت فاش می کنم. امتحانش کن .

وقتی که خشمگین می شوی، نباید کاری کنی.

فقط در سکوت بنشین و نظاره گر باش.

با خشم همکاری نکن و آن را سرکوب هم نکن.

فقط نظاره کن، صبور باش و ببین که چه پیش می آید.

 بگذار این احساس اوج بگیرد.


 


 

زمانی که حال و هوای مسموم بر تو غلبه کرد،

 

هیچ کاری انجام نده، فقط صبر کن و بگذار که آن سم به غیر خود تبدیل شود. این یکی از اصول زندگی است که همه چیز مدام در حال تغییر به غیر خود است.


انسان در این اوقات فقط باید صبور باشد.

در زمان خشمت از انجام هر عملی حذر کن و هیچ تصمیمی نگیر.

زیرا برایت پشیمانی به بار می آورد.

 خشم نمی تواند دائمی باشد.

اگر صبور باشی و به انتظار بنشینی، به این نتیجه خواهی رسید.

هیچ چیز دائمی نیست. شادی می آید و می رود،

غم می آید و می رود.

همه چیز تغییر می کند و هیچ چیز به یک صورت باقی نمی ماند.

 پس برای چه عجله می کنی؟

خشم آمده است و می رود..... تو فقط قدری صبر داشته باش.

به آینه نگاه کن و منتظر باش.

چهره خشمناکت را در آینه تماشا کن.

لزومی ندارد که این چهره را به کس دیگری نشان بدهی. این مساله فقط مربوط به توست، جزیی از زندگی و حال و هوای توست. تو باید اینقدر صبر کنی که چهره‌ی خشمگینت که از شدت خشم، قرمز رنگ شده از هم باز گردد و چشمانت حالتی متین و آرام به خود گیرد.

اگر صبر داشته باشی و در آینه تماشا کنی می بینی که انرژی چشمت دگرگون می شود و تو آکنده از طراوت و نشاط می شوی.

 


مرحله سوم، تقسیم کردن و بخشیدن است.

 

 چیزهای منفی را برای خودت نگهدار

ولی خوبی ها و زیبایی ها را با دیگران تقسیم کن.

 

 معمولآ اکثر مردم عکس این عمل را انجام می دهند.

چنین انسان هایی واقعآ ابله هستند.....

وقتی که شاد هستند خست به خرج می دهند و آن را با کسی تقسیم نمی کنند ولی وقتی غمگین و افسرده هستند، ولخرج و دست و دلباز می شوند و دوست دارند همه را در غم خود شریک سازند. وقتی لبخند می زنند بسیار صرفه جویانه عمل می کنند در حد یک تبسم کوچک ولی خدا نکند که خشمگین شوند،

 آن گاه در آستانه‌ی انفجار قرار می گیرند.


آدم وقتی دارد، باید ببخشد.

 در واقع، انسان جز آن چیزی که با دیگران تقسیم می کند و می بخشد، چیزی ندارد. عشق، پول و مال نیست که بتوان آن را جمع کرد. عشق عطر و طراوتی است که باید با دیگران تقسیم کرد. هر چه بیشتر ببخشی، بیشتر به دست می آوری. هر چه کمتر ببخشی، کمتر داری. اگر ببخشی، وجودت از سموم پاک می‌شود. وقتی هم ببخشی در انتظار عمل متقابل یا پاداش نباش. حتی منتظر تشکر هم نباش. بلکه تو باید از کسی که اجازه داده چیزی را با او تقسیم کنی، سپاسگذار باشی.

 فکر نکن که او باید از تو تشکر کند!

 

 

 

چهارمین گام در راه رسیدن به عشق: "هیچ بودن" است.

 

به محض اینکه فکر کنی که کسی هستی، عشق از جاری شدن باز می ایستد.

عشق فقط از درون کسی به بیرون جاری می شود که "  کسی " نباشد.
عشق، در نیستی خانه دارد. هنگامی که خالی باشی، عشق نیز در تو جای خواهد    گرفت. وقتی آکنده از غرور باشی، عشق ناپدید می شود. همزیستی عشق و غرور ممکن نیست. این دو در کنار یکدیگر جایی ندارند.

 عشق و الوهیت می توانند در کنار یکدیگر باشند، زیرا عشق و الوهیت مترادف هستند.

 

 بنابراین "هیچ" باش.

 

"هیچ" منشا همه چیز است.

 

"هیچ" منشا بی نهایت است.

 

هیچ باش...... در هیچ بودن است که به کل می رسی


عشق به سراغتان می اید

چهارشنبه 13 بهمن 1389

عشق یعنی حقیقت محض مثل وجود خدا،مثل وجود آسمان وزمین ومثل وجود من وتو...

بایک کمی عاشقانه نگریستن می شود باتمام وجود عشق رالمس کرد!عشق مثل یک تولد دوباره است که تو دررگ رگت جوشش خون زنده گی را احساس میکنی!عشق صاعقه ی  یک لبخند زیباست!عشق ناگهان تپشی است که قلبت را بیتاب میکند وبعد لذتی دوست داشتنی درتمام وجودت جاری میسازد...

   عشق رادرک کن!عشق را بشناس!شاید عشق مثل یک نسیم بهاری ازکنارت بگذرد وتو نفهمی که چه بود؟

   عشق زیباترین چیزیست که میتوانی درزنده گیت داشته باشی وبه آن دل خوش کنی!...خلاصه عشق معنی زنده گیست!پس جستجو کن وببین که آیا زنده گی تو این معنی زیبارا دارد یا نه؟

واگرداشت چه خوب وگرنه فقط عاشق باش!چون عشق تراجاودانه خواهد ساخت...



برای همه اونایی که چون من عاشقند

چهارشنبه 13 بهمن 1389

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون



عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم



عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه


بین ادمها

چهارشنبه 13 بهمن 1389

چقدر فاصله اینیجاست بین آدم ها

چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها

كسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شكوفاست بین آدم ها

كسی به خاطرپروانه ها نمی میرد

تب غرور چه بالاست بین آدم ها

و ازصدای شكستن كسی نمی شكند

چقدر سردی وغوغاست بین آدم ها

میان كوچه دل ها فقط زمستانست

هجوم ممتد سرد ماست بین آدم ها

زمهربانی دل ها دگر سراغی نیست

چقدر قحطی رویاست بین آدم ها

كسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدم ها

و حال آینه را هیچ كس نمی پرسد

همیشه غرق مدا راست بین آدم ها

غریب گشتن احساس درد سنگینی ست

و زندگی چه غم افزارست بین آدم ها

مگر كه كلبه دل ها چقدر جا دارد؟

چقدر راز و معماست بین آدم ها

سلام آبی دریا بدون پاسخ ماند

سكوت ، گرم تماشاست بین آدم ها

چه ماجرای عجیبی ست این تپیدن دل

و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم؟

طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها

میان این این همه گل های ساكن اینجا

چقدر پونه شكیباست بین آدم ها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چقدر خشكی و صحراست بین آدم ها

و كاش صبح ببینم كه باز مثل قدیم

نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها

بهار كردن دل ها چه كار دشواریست

و عمر شوق،چه كوتاست بین آدم ها

میان تك تك لبخندها غمی سرخ ست

و غم به وسعت یلداست بین آدم ها

به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدم ها

"مریم حیدرزاده


عشق واقعی را دریابیم

چهارشنبه 13 بهمن 1389

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود
!!!
چه اتفاقی افتاده؟

در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است
.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد
.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد
.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی
!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی


دختر کم توقع! (طنزداغ)

چهارشنبه 19 فروردین 1388

همسر آینده ام.....!
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که  در خانه ای با تو باشم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو  باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!


اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!

و بالاخره...
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.

. . . . . . . .


معرفی وبلاگ یا وبسایت به 150موتور جستجو گر

یکشنبه 16 فروردین 1388

شما به این سایت بروید و فقط هم نام E-Mil و Website خود را درج کنید وسپس دکمه ثبت را فشار دهید.


http://p30parsi.parsaspace.com/file-html/150%20motor.html


تفاوت شهوت وعشق

یکشنبه 16 فروردین 1388

شهوت صرفا یک امر طبیعی و ذاتی است که برای جذب جنس مخالف در وجود انسان گذاشته شده است. شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد تنها راه ی است که میتواند به جدایی  میان جنس مذکر ومونث پل بزند.

از سوی دیگر یکی از فاکتور هایی که وجود ادمی را شریف واصیل می سازد عشق است. عشق یکی از عالیترین صفات انسانی است که به واسطه ی ان افراد میتوانند بهتر باشند

ایا حس شما عشق است یا شهوت

اکر شهوت است باید چنین باشد

فقط به ظاهر واندام او توجه داشته باشید،حتی قبل از اینکه اسم او را پرسیده باشید،در حال خیال بافی هستیدکه او بدون لباس چگونه است .یا اینکه اگر با او رابطه جنسی برقرار کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد

فقط برای س ک س او را میبینید

برای شهوت رانی با او تما س میگیرید

بعد از  س ک س او را ترک میکنید

اگر شما عاشق او باشید این گونه است

کششی بین شما وجود دارد برای  مدتهای طولان ی با او صحبت میکنید

هر ساعت مانند یک دقیقه برایتان میگذرد

احساس میکنید او زیباست

دوست دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید

تنها چیزی که می خواهید این است که با او باشیدچه سکس داشته باشید چه نداشته باشید باز هم او را دوست دارید

اینده خود را با او تجسم میکنید

حس غریبی در شما ایجاد میشود وفکر میکنمید که بدون اوقادر به ادامه زندگی نیستید.به خانوادخ ودوستان اطلاع می دهید که قصد ازدواج با او را داریدوخودتان نیز به تشکیل خانواده با او فکر میکنید

او را در تمام برنامه های خود شریک می دانید

چه با دوستان مذکر خود بیرون بروید وچه با حیوان خانوادگی خود بیرون بروید دوست دارید او در کنارتان باشد

یکدفعه احساس میکنید به موسیقی های عاشقانه و ارام تمایل بیشتری دارید

او شما را به چالش وامیدارد وتشویقتان میکند

یک نتیجه گیری :

شهوت برای مدت کوتاهی شما را سرگرم میکند در حالی که عشق مربوط به مدت زمان طولانی میشود.هر چند گاهی امکان دارد این دو مقوله به جای هم قرار گیرند.اما باید با توجه کامل تفاوت انها را تشخیص


هر چیز را که در شرایط عادی نتوان به دست اورد با عشق بدست می اید

شنبه 15 فروردین 1388

عشق که در سنین نوجوانی در دلها شکل میگیردعشقی پاک است  وتا ابد در دل باقی می ماند حتی اگر عاشق های واقعی به هم نرسند

(از هر انچه خوانده ام واز هر قصه وسر گذشت که شنیده ام عشق های راستین را راه هموار هرگز نبوده است)

                                                                                                                        شکسپیر

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه  و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود  sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هر کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راحتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع عشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش 

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

معلم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دی گه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد:

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟           خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟           آغاز کسی باش که پایان تو باشد


ایا میدانید

پنجشنبه 6 فروردین 1388

ایا میدانید

1-یک مورچه خورت6فوت طول دارددر حالی که پهنای دهانش تنها یک اینچ است

2-کوروکودیل هاقویترین ارواره های شناخته را برای گازگرفتن دارندهر بار که این حیوان ارواره هایش را محکم به هم می فشارد نیرویی معادل125/2 پوند وارد میکند. این نیرو تقریبا معادل نیروئی است که یک ماشین با وزن متوسط از بلندی روی کسی بیفتد

3-خرس ها 42 دندان دارند

4-پروانه 1200چشم دارد

5-بر مبنای ازمایشات انجام شده در موسسه ی مشکلات حیوانات در واشنگتن،گربه هاوسگ ها مانندانسان ها میتوانندراست دست یا چچ دست باشند،یعنی از پنجه ی راست یاچپ خود استفاده کنند

6-یک گربه 32عضله در هر گوش خود داردوجالب انکه گربه ها بیشتر تمایل به تلویزیون نگاه کردن دارندتا سگها زیرا حس بینایی انها قویتر است


بهانه های پسرها واسه رد کردن دخترها

چهارشنبه 5 فروردین 1388

 

تو برای من مثل خواهر میمونی!یعنی: خیلی زشتی!!!

فاصله سنیمون کمی زیاده! یعنی خیلی: زشتی!!!

من به تو علاقه به اون صورت ندارم! یعنی: خیلی زشتی!!!

من الان تو موقعیت بدی از زندگی هستم! یعنی: خیلی زشتی!!!

من دوست دختر دارم! یعنی: خیلی زشتی!!!

تقصیر تو نیست ،تقصیر منه! یعنی:خیلی زشتی!!!

من الان توجهم به کارمه! یعنی :خیلی زشتی!!!

من تصمیم گرفتم مجرد بمونم! یعنی: خیلی زشتی!!!

بهتره فقط با هم دوست معمولی باشیم!یعنی: بطور وحشتناک زشتی!!!!!!!!!!


اکتشافات واختراعات تاریخی

سه شنبه 4 فروردین 1388

مرد کلمه را کشف کردومکالمه اختراع شد

زن مکالمه را کشف کرد شایعه را اختراع کرد

مرد قمار را کشف کرد وکارت بازی اختراع شد

زن کارت بازی را کشف کردو جادوگری را اختراع کرد

مرد کشاورزی را کشف کرد وغذا اختراع شد

زن غذا را کشف کرد ورژیم غذایی را اختراع کرد

مرد دوستی را کشف کرد وعشق اختراع شد

زن عشق را کشف کرد وازدواج را اختراع کرد

مرد تجارت را کشف کرد وپول اختراع شد

زن پول را کشف کرد و خرید کردن را اختراع کرد

از ان به بعد مردچیز های بسیاری را کشف  واختراع کردند

اما زن همچنان مشغول خرید بود


چند تا از خصوصیات خانوم ها

سه شنبه 4 فروردین 1388

 

                شما قضاوت کنید

                           چند تا از خصوصیات خانوم ها

                           اگه تیپ بزنیم بریم سر کار

                          میگن ببینم با کی قرار داری

                         الگه لباس معمولی بپوشیم

                        میگن تو اصلا سلیقه نداری

                       اگه زیاد بگیم دوست دارم

                     میگن باز چه نقشه ای تو سرته

                     اگه نگیم دوست دارم

                    میگن پای کس دیگه ای در میانه

                    اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم

                     میگن به من اعتماد نداری

                      اگه زنگ نزنیم

                      میگن انگار سرت خیلی شلوغه

                      گه تو خونه زیاد بخندیم

                      میگن دیونه شدیم

                    اگه کم بخندیم

                    میگن بخت النحس

                   ا گه شام بخواهیم

                    میگن فقط فکر شکمشه

                     اگه شام نخواهیم

                   میگن ذلیل مرده شام با کی کوفت کردی

                   خانم ها مثل رادیو هستند

                     هر چی میخواهند میگویند ولی هر چی بگویی نمی شوند

                     خانم ها مثل شبکه اینترنت هستند

                       از هر موضوعی یه فایل اطلاعاتی دارند

                         خانم ها مثل چسب دوقلو هستند

                          اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شود دیگر باید سیم تلفن برید

                           خانم ها مثل موتور گازی هستند

                          پر سرو صدا، کم سرعت،کم طاقت

                           خانم ها مثل رعد وبرق هستند

                       اول برق چشماشون میاد بعد رعد صداشون

                           خانم ها مثل لیمو ترش هستند

                          اول شیرین وبعد تلخ میشوند

                             خانم ها مثل موبایل هستند

                          هر وقت کاری پیش میاد در دسترس نیستند

                                 خانم ها مثل گچ هستند

ا                      گر چند دقیقه ای مدارا کنیدآنچنان سخت میشوند که به هیچ  شکلی نمیگیرند

                             خانم ها مثل کنتور برق هستند

                        هر از چند سالی یک بار سن انها صفر میشود

                              خانم ها مثل فلزیاب هستند

                  هر گاه از نزدیکی طلا فروشی رد میشوند عکس العمل نشون میدهند

                              البته این تنها گوشه ای از خصوصیات خانوم ها بود


فرهنک اسم های ایرانی

سه شنبه 4 فروردین 1388

فرهنگ نام های ایرانی

اگر تا حالا معنی اسمتون را نمی دونستید میتونید تو وبلاگ ما بهش دست پیدا کنید

برای مشاهده  فرهنگ اسمهای ایرانی به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    نظر خود را در رابطه با وبلاگ بیان کنید






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

http://picfu.net/5d0ba4/large.jpg